بازاریابی (Marketing), بازاریابی دیجیتال (Digital Marketing), مقالات آموزشی

6 راه برای پیدا کردن مخاطب هدف کسب و کار شما

مخاطب هدف
مخاطب هدف

مخاطب هدف چیست؟

مخاطب هدف گروهی از مصرف‌کنندگان هستند که با رفتار و جمعیت‌شناختی مشخص مشخص می‌شوند، مانند زنان ورزشکار افراطی بین سنین 18 تا 25 سال. تبلیغات، نحوه جذب مشتریان و حتی محصول بعدی.

از مخاطبان هدف نیز برای تعریف شخصیت خریدار یک کسب و کار استفاده می شود. پرسونای خریدار یک نمای کلی از مشتری ایده آل یک کسب و کار است که از داده هایی که یک مخاطب هدف را تشکیل می دهد، استخراج می شود. برخی از این حوزه های جمعیتی و رفتاری عبارتند از:

– محل
– سن
– جنسیت
– کارمند یا کارآفرین
– درآمد

این اطلاعات برای درک مشتری و نحوه تصمیم گیری آنها برای خرید مفید است. هدف قرار دادن یک مخاطب خاص همچنین به کمپین‌های شما کمک می‌کند تا به افراد درستی دست پیدا کنند که بیشترین ارتباط را با پیام و محصولات شرکت شما دارند.

هنگامی که در مورد مخاطب هدف صحبت می شود، این یک تمایز مفید است که این اصطلاح را با یک بازار هدف اشتباه نگیرید. در حالی که مشابه هستند، تفاوت آنها برای بازاریابان کلیدی است.

بازار هدف در مقابل مخاطبان هدف

اگرچه هم مخاطبان و هم بازارهای هدف حول تقسیم مشتریان به گروه‌هایی برای تصمیم‌گیری آگاهانه کسب‌وکار متمرکز شده‌اند، بازار هدف گروه خاصی از مصرف‌کنندگان است که محصولات یک شرکت برای آنها هدف قرار می‌گیرد. یک مخاطب هدف آن گروه را با استفاده از جمعیت شناسی، علایق و تاریخ خرید مخاطب تعریف می کند.
در اصل، شما می توانید بازار هدف خود را با یافتن مخاطبان هدف خود توصیف کنید. اگر یک بازار هدف “بازاریابان 25 تا 35 ساله” باشد، مخاطبان هدف چیزی شبیه به “بازاریابان ساکن بوستون، ماساچوست در 25 تا 35 سال” خواهند بود.

این یک مرور کلی از مخاطبان هدف بود. بیایید به برخی از موارد خاص مانند انواع مختلف مخاطبان و نحوه پیدا کردن مخاطبان خود بپردازیم.

انواع مخاطبان هدف

ما به طور خلاصه به ویژگی هایی که یک جمعیت شناسی را تشکیل می دهند، پرداخته ایم. در دنیای بازاریابی چیزهای زیادی وجود دارد – همه در یافتن مخاطب صحیح مفید هستند. وقتی در مورد انواع مخاطبان هدف صحبت می کنیم، در مورد راه های بیشتری برای تعریف اینکه برای چه کسانی کمپین ایجاد می کنید صحبت می کنیم. می‌توانید مخاطبان خود را به گروه‌هایی تقسیم کنید یا با استفاده از دسته‌هایی مانند:

قصد خرید – گروهی از افرادی که به دنبال یک محصول خاص هستند و می خواهند قبل از انجام این کار اطلاعات بیشتری را جمع آوری کنند. برخی از مثال‌ها شامل خرید یک لپ‌تاپ، وسیله نقلیه، لباس یا تلویزیون جدید توسط مشتریان است. این داده ها برای اینکه ببینید چگونه می توانید پیام های خود را بهتر به مخاطبان خود هدایت کنید، ضروری هستند.
علایق – این اطلاعاتی است در مورد آنچه که مردم به آن علاقه دارند، مانند سرگرمی ها. دانستن این داده‌ها به شما کمک می‌کند با مخاطبان خود به روشی مرتبط ارتباط برقرار کنید و انگیزه و رفتار خریدار را کشف کنید. برای مثال، مصرف‌کنندگانی که از دوچرخه‌سواری جاده‌ای به عنوان یک سرگرمی لذت می‌برند، احتمالاً در بهار، زمانی که هوا گرم‌تر است و فصل مسابقات جاده‌ای آغاز می‌شود، بیشتر به دوچرخه‌های جاده‌ای جدید علاقه دارند.
برای مثال، اگر متوجه شدید که تعداد زیادی از مخاطبان بالقوه به سفر علاقه مند هستند، می توانید راهی برای وارد کردن این پیام در کمپین بازاریابی خود بیابید تا خریداران بالقوه بیشتری را جذب کنید.

خرده فرهنگ – اینها گروهی از مردم هستند که با یک تجربه مشترک شناسایی می شوند. نمونه ای از این می تواند یک صحنه موسیقی خاص یا ژانر سرگرمی باشد. مردم خود را با خرده فرهنگ ها تعریف می کنند و شرکت ها می توانند از این فرهنگ ها برای درک اینکه با چه کسانی ارتباط برقرار می کنند استفاده کنند.
یک مثال برای رسیدن به یک خرده فرهنگ، فکر کردن به نحوه ارتباط آنها با تجارت شما است، به خصوص اگر مخاطبان بالقوه زیادی دارید. برای مثال، نتفلیکس با استفاده از حساب‌های رسانه‌های اجتماعی که به سمت آن خرده فرهنگ‌ها هدایت می‌شوند، برای خرده‌فرهنگ‌های خود، افرادی که انواع خاصی از محتوا را تماشا می‌کنند، بازاریابی می‌کند.

همانطور که احتمالا حدس زده اید، رسیدن به یک مخاطب هدف مستلزم تحقیقی است، که به دنبال مشخص کردن افرادی است که می خواهید به آنها دسترسی پیدا کنید و چگونه می توانید به روشی که از رقبا متمایز باشد به آنجا برسید.

اگر آماده هستید که مورد خود را پیدا کنید، مراحل زیر را دنبال کنید:

چگونه مخاطب هدف خود را پیدا کنید

1. از Google Analytics برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد مشتریان خود استفاده کنید.

Google Analytics ابزار گسترده ای است و برای به دست آوردن جزئیات جمعیت شناختی در مورد مخاطبان و همچنین علایق آنها عالی است. از بالا به یاد بیاورید که این اطلاعات حیاتی است که به یافتن مخاطب هدف کمک می کند.

گوگل ادز

با Google Analytics، می‌توانید بینش‌های وب‌سایت را ببینید و به بخش‌های مختلفی مانند سن، جنسیت و مکان تقسیم می‌شود. این بخش ها به وضوح روی داشبورد برچسب گذاری شده اند و نمودارهای رنگارنگی را برای تفسیر شما ارائه می دهند.

در بالا نمونه‌ای از نمای کلی سن در بخش مخاطبان Google Analytics است. به تفکیک اعداد و چگونگی ارائه نمودارها به شما یک تصویر عالی را توجه کنید. این ابزار می تواند یک دارایی عالی برای به دست آوردن بینشی واقعا عالی در مورد اینکه چه کسی از وب سایت شما بازدید می کند و اینکه محتوای شما چگونه با زندگی آنها مطابقت دارد.

2. یک شخصیت خواننده برای هدف قرار دادن محتوای وبلاگ ایجاد کنید.

با شخصیت های خواننده، هرگز فراموش نخواهید کرد که برای چه کسی می نویسید. خوبی در مورد شخصیت های خواننده این است که شما باید آنها را با شخصیت خریدار خود هماهنگ کنید. آنها باید تقریباً یکسان باشند.

این به این دلیل است که وبلاگ شما باید حاوی محتوایی باشد که برای خوانندگان شما مفید باشد. به عنوان مثال، بازاریابان احتمالاً می خواهند وبلاگ هایی در مورد رسانه های دیجیتال بخوانند. این شهرت شرکت شما را برای مصرف کنندگان ایجاد می کند.

تفاوت بین پرسونای خواننده و پرسونای خریدار در این است که شخصیت خواننده به طور کلی بر چالش هایی که ممکن است شخصیت شما با آن روبرو شود تمرکز می کند. چگونه می توانید محتوایی بنویسید که این چالش ها را با پست های وبلاگ حل کند؟

به عنوان مثال، اگر یکی از چالش‌هایی که در شخصیت خریدار خود شناسایی کرده‌اید این است که «ماریو بازاریابی می‌خواهد راه‌حلی برای بازگشت سرمایه پایین در هزینه‌های تبلیغاتی پیدا کند»، می‌توانید از شخصیت خواننده برای فکر کردن به محتوایی استفاده کنید که به آن چالش کمک می‌کند.

3. به تجزیه و تحلیل رسانه های اجتماعی نگاه کنید.

چه زمانی فالوورهای شما بیشتر درگیر کانال های رسانه های اجتماعی شما هستند؟

آیا زمانی است که یک میم خنده دار در اینستاگرام ارسال می کنید یا یک نظرسنجی در توییتر ایجاد می کنید؟ با نگاهی به این سؤالات، می توانید چند سرنخ در مورد محتوای مورد علاقه مخاطبان خود به دست آورید، بنابراین، یکی از قسمت های مورد نیاز برای یافتن مخاطب هدف را پر کنید.

هر کانال اجتماعی متفاوت است و مخاطبان متفاوتی دارد، بنابراین نگاه کردن به تجزیه و تحلیل شما در همه پلتفرم ها مهم است. به عنوان مثال، توییتر تمایل دارد مخاطبان جوان تری داشته باشد، در حالی که فیس بوک تمایل دارد مخاطبان قدیمی تر داشته باشد. در همان یادداشت، توییتر بر اساس محتوای کوتاه شکل است، در حالی که در فیس بوک، می توانید محتوا و ویدیوهای طولانی ارسال کنید.

اینستاگرام یک پلتفرم رسانه اجتماعی مبتنی بر بصری است، بنابراین محتوایی که از نظر گرافیکی خیره کننده باشد در کانال رشد می کند. با دانستن این موارد، می توانید استراتژی خود را بر اساس آن برنامه ریزی کنید.

تجزیه و تحلیل می تواند به شما بگوید چه کسی به نمایه شما نگاه می کند. علاوه بر این، آنها می توانند از نظر محتوا به شما بگویند چه چیزی کار می کند و چه چیزی کار نمی کند.

با ارسال محتوایی که مخاطبان شما به آن علاقه بیشتری دارند، می توانید فالوورهایی را که در بازار هدف شما هستند به دست آورید.

4. از Facebook Insights استفاده کنید.

اگر صفحه فیس بوک دارید، این ابزار برای شما طلایی است. فیس بوک به هر صفحه مجموعه عظیمی از بینش ها را رایگان می دهد. این بینش‌ها مشابه گوگل آنالیتیکس کار می‌کنند – اطلاعات حیاتی مورد نیاز برای ایجاد یک مخاطب هدف را دریافت خواهید کرد.

با دسترسی به برگه افراد در داشبورد Insights خود، می توانید ببینید که بازدیدکنندگان شما چه کسانی و از کجا هستند. در زیر نمونه ای از نحوه نمایش جمعیت شناسی مکان توسط فیس بوک آورده شده است. به نظر می رسد که یک مکان اولیه، سواحل شرقی است، بنابراین به جرات می توان گفت که بخشی از مخاطبان هدف این صفحه در شهرهای ساحلی شرقی قرار دارند.

فیسبوک

حوزه‌های دیگری که فیس‌بوک بر روی آنها تمرکز می‌کند شامل علایق و ادغام با دیگر پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی، مانند توییتر است. گزارش بینش، سبک زندگی مخاطبانتان را به شما می گوید، مثلاً اگر اقلامی را به صورت آنلاین خریداری کنند.

بینش‌هایی مانند این می‌تواند به شما در برنامه‌ریزی کمپین خود و یافتن مخاطب هدف بسیار کمک کند، بنابراین ابزار ارزشمندی است که هرازگاهی آن را بررسی کنید.

5. بررسی عملکرد وب سایت.

بهترین و بدترین حوزه های محتوایی خود را در وب سایت خود نظارت کنید. وب سایت شما می تواند معرفی شرکت شما برای تعداد زیادی از مخاطبان هدف شما باشد، بنابراین پیدا کردن موارد مورد علاقه آنها راهی عالی برای جذب مخاطبان بیشتر است.

با مشاهده اینکه چه پست‌های وبلاگ یا صفحات فرود مخاطبان شما را مجذوب خود می‌کنند، می‌توانید محتوایی را که اینطور نیست تغییر دهید و محتوایی را که هست تبلیغ کنید. به عنوان مثال، اگر پست وبلاگ شما در مورد بازاریابی ایمیلی مورد توجه مخاطبان قرار گرفت، آن را در شبکه های اجتماعی خود به اشتراک بگذارید تا دسترسی خود را افزایش دهید.

6. با مخاطبان رسانه های اجتماعی درگیر شوید.

تعامل با دنبال کنندگان رسانه های اجتماعی بسیار مهم است، زیرا آنها مخاطبان شما هستند. وقتی شخصیت خریدار خود را ایجاد می کنید، آنها کاربرانی هستند که باید به آنها نگاه کنید. اگر هنوز حساب های رسانه های اجتماعی ندارید، به یاد داشته باشید که این مرحله را در نظر داشته باشید.

از فالوورهای خود بپرسید که می‌خواهند چه چیزی را ببینند، از ابزارهایی مانند استوری اینستاگرام و پاسخ‌ها استفاده کنید تا پاسخ آن‌ها را در مورد نحوه/کاری که انجام می‌دهید دریافت کنید. هر تعاملی که دریافت کنید، مثبت یا منفی، می تواند بر نحوه جذب مخاطبان بیشتر تأثیر بگذارد.

به عنوان مثال، سعی کنید چیزی را توییت کنید که یک CTA را دعوت می کند، مانند “عکسی از لباس مورد علاقه خود را برای ما ارسال کنید تا با کلاه های جدیدمان بپوشیم!” این پاسخی را برمی انگیزد، پاسخ هایی که می توانید زبان آن ها را تجزیه و تحلیل کنید و از آنها تقلید کنید تا مخاطبان خود را افزایش دهید.

بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *