بازاریابی (Marketing), مقالات آموزشی

12 روش برای تحلیل رقبا در بازار هدف

12 روش برای تحلیل رقبا در بازار هدف
12 روش برای تحلیل رقبا در بازار هدف

مقدمه

تجزیه و تحلیل رقابتی می تواند به شما کمک کند تا نکاتی را در مورد نحوه عملکرد رقابت خود بیاموزید و فرصت های بالقوه ای را شناسایی کنید که می توانید از آنها بهتر عمل کنید. همچنین به شما این امکان را می‌دهد که در رأس روندهای صنعت قرار بگیرید و اطمینان حاصل کنید که محصول شما به طور مداوم استانداردهای صنعت را برآورده می‌کند – و از آن فراتر می‌رود.

بیایید به چند مزیت دیگر انجام تحلیل های رقابتی بپردازیم:

به شما کمک می کند ارزش پیشنهادی منحصر به فرد محصول خود را شناسایی کنید و چه چیزی محصول شما را از رقبا متمایز می کند، که می تواند به تلاش های بازاریابی آینده کمک کند.
به شما امکان می دهد تشخیص دهید که رقیب شما چه کاری را به درستی انجام می دهد. این اطلاعات برای مرتبط ماندن و اطمینان از عملکرد بهتر محصول و کمپین های بازاریابی شما از استانداردهای صنعت بسیار مهم است.
به شما می‌گوید رقبای شما کجا کوتاه می‌آیند – که به شما کمک می‌کند حوزه‌های فرصت‌ها را در بازار شناسایی کنید و استراتژی‌های بازاریابی جدید و منحصربه‌فردی را که از آنها استفاده نکرده‌اند آزمایش کنید.
از طریق نظرات مشتریان آنچه در محصول رقیب وجود ندارد بیاموزید و در نظر بگیرید که چگونه می توانید ویژگی هایی را به محصول خود اضافه کنید تا این نیازها را برآورده کنید.
معیاری را در اختیار شما قرار می دهد که با آن می توانید رشد خود را اندازه گیری کنید.

تحقیقات بازار رقابتی چیست؟

تحقیقات بازار رقابتی بر یافتن و مقایسه معیارهای کلیدی بازار متمرکز است که به شناسایی تفاوت‌های بین محصولات و خدمات شما و محصولات رقبا کمک می‌کند. تحقیقات جامع بازار به ایجاد پایه و اساس یک استراتژی فروش و بازاریابی موثر کمک می کند که به شرکت شما کمک می کند تا از سایرین متمایز شود. در مرحله بعد، بیایید به نحوه انجام تجزیه و تحلیل رقابتی برای شرکت خود بپردازیم.

تحلیل رقابتی در بازاریابی

هر برندی می تواند از تجزیه و تحلیل منظم رقبا بهره مند شود. با انجام تجزیه و تحلیل رقبا، شما قادر خواهید بود:

  1. شکاف های موجود در بازار را شناسایی کنید
  2. محصولات و خدمات جدید را توسعه دهید
  3. روندهای بازار را کشف کنید
  4. بازاریابی و فروش موثرتر

همانطور که می بینید، یادگیری هر یک از این چهار مولفه، برند شما را به سمت موفقیت سوق می دهد. در مرحله بعد، اجازه دهید برخی از مراحلی را که می توانید برای انجام یک تحلیل رقابتی جامع بردارید، بررسی کنیم.

معرفی 12 روش برای تحلیل رقبا

1. مشخص کنید رقبای شما چه کسانی هستند.

ابتدا، باید بفهمید که واقعاً با چه کسی رقابت می کنید تا بتوانید داده ها را به طور دقیق مقایسه کنید. آنچه در یک کسب و کار مشابه شما کار می کند ممکن است برای برند شما کارایی نداشته باشد. پس چگونه می توانید این کار را انجام دهید؟

رقبای خود را به دو دسته تقسیم کنید: مستقیم و غیر مستقیم.

رقبای مستقیم مشاغلی هستند که محصول یا خدماتی را ارائه می دهند که می تواند جایگزین مشابهی برای شما باشد و در همان منطقه جغرافیایی شما فعالیت می کنند.

از طرف دیگر، یک رقیب غیرمستقیم محصولاتی را ارائه می‌کند که یکسان نیستند اما می‌توانند همان نیاز مشتری را برآورده کنند یا همان مشکل را حل کنند.

روی کاغذ به اندازه کافی ساده به نظر می رسد، اما اغلب از این دو اصطلاح سوء استفاده می شود. هنگام مقایسه برند خود، فقط باید روی رقبای مستقیم خود تمرکز کنید. این چیزی است که بسیاری از برندها اشتباه می کنند.

بیایید از یک مثال استفاده کنیم: Stitch Fix و Fabletics هر دو سرویس‌های مبتنی بر اشتراک هستند که به صورت ماهانه لباس می‌فروشند و به مخاطبان هدف مشابهی خدمات ارائه می‌دهند. اما همانطور که عمیق تر نگاه می کنیم، می بینیم که محصول واقعی (لباس در این مورد) یکسان نیست. یکی از برندها بر روی لباس های شیک روزمره تمرکز دارد در حالی که دیگری فقط لباس های تمرین محور است.

بله، این برندها همان نیاز زنان را برآورده می‌کنند (تحویل لباس‌های شیک در هر ماه) اما آنها این کار را با انواع لباس‌های کاملاً متفاوت انجام می‌دهند و آنها را به رقبای غیرمستقیم تبدیل می‌کنند.

این بدان معناست که تیم کیت هادسون در Fabletics نمی خواهند وقت خود را صرف مطالعه دقیق Stitch Fix کنند زیرا مخاطبان آنها احتمالاً کمی متفاوت هستند. حتی اگر اندکی باشد، این تنوع کوچک برای ایجاد تفاوت بزرگ کافی است. حال، این بدان معنا نیست که شما باید رقبای غیرمستقیم خود را به طور کامل از پنجره بیرون کنید.

این برندها را در رادار خود نگه دارید زیرا آنها می توانند در هر زمان موقعیت خود را تغییر دهند و وارد منطقه رقیب مستقیم شوند. با استفاده از مثال ما، Stitch Fix می تواند یک خط تمرین راه اندازی کند، که مطمئناً همه چیز را برای Fabletics تغییر می دهد. این نیز یکی از دلایلی است که شما می خواهید به طور معمول تجزیه و تحلیل رقبا را اجرا کنید. بازار در هر زمانی می تواند تغییر کند و تغییر خواهد کرد، و اگر دائماً آن را بررسی نکنید، تا زمانی که خیلی دیر نشده باشد، از این تغییرات آگاه نخواهید شد.

2. مشخص کنید رقبای شما چه محصولاتی را ارائه می دهند.

در قلب هر کسب‌وکاری، محصول یا خدمات آن است، که این همان چیزی است که این مکان را به مکانی خوب برای شروع تبدیل می‌کند. شما باید خط تولید کامل رقیب خود و کیفیت محصولات یا خدماتی که ارائه می دهند را تجزیه و تحلیل کنید. همچنین باید به قیمت آنها و هر تخفیفی که به مشتریان ارائه می دهند توجه داشته باشید. برخی از سوالاتی که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از:

آیا آنها یک ارائه دهنده کم هزینه یا پر هزینه هستند؟

  • آیا آنها عمدتاً روی فروش حجمی کار می کنند یا خریدهای یکباره؟
  • سهم بازار آنها چقدر است؟
  • ویژگی ها و نیازهای مشتریان ایده آل آنها چیست؟
  • آیا آنها از استراتژی های قیمت گذاری متفاوتی برای خرید آنلاین در مقابل آجر و ملات استفاده می کنند؟
  • چگونه شرکت خود را از رقبای خود متمایز می کند؟
  • آنها چگونه محصولات/خدمات خود را توزیع می کنند؟

3. در مورد تاکتیک ها و نتایج فروش رقبا تحقیق کنید.

انجام تجزیه و تحلیل فروش از رقبای شما می تواند کمی مشکل باشد. شما می خواهید پاسخ به سوالاتی مانند:

  • فرآیند فروش به چه صورت است؟
  • آنها از چه کانال هایی می فروشند؟
  • آیا آنها چندین مکان دارند و چگونه این مزیت به آنها می دهد؟
  • آیا آنها در حال گسترش هستند؟کاهش مقیاس؟
  • آیا آنها برنامه های فروش مجدد شریک دارند؟
  • دلایل خرید نکردن مشتریان آنها چیست؟ برای پایان دادن به رابطه آنها با شرکت؟
  • درآمد سالانه آنها چقدر است؟ در مورد حجم کل فروش چطور؟
  • آیا آنها به طور مرتب محصولات یا خدمات خود را تخفیف می دهند؟
  • یک فروشنده چقدر در این فرآیند نقش دارد؟

 

این اطلاعات مفید به شما ایده می‌دهد که فرآیند فروش چقدر رقابتی است و برای رقابت در مرحله خرید نهایی به چه اطلاعاتی نیاز دارید تا نمایندگان فروش خود را آماده کنید. برای شرکت‌های سهامی عام، می‌توانید گزارش‌های سالانه را به صورت آنلاین پیدا کنید، اما برای یافتن این اطلاعات از کسب‌وکارهای خصوصی باید کمی جستجو کنید.

شما می توانید با جست و جو در CRM خود و ارتباط با مشتریانی که گفته اند رقیب شما را مد نظر دارند، بخشی از این اطلاعات را بیابید. دریابید که چه چیزی باعث شده آنها محصول یا خدمات شما را نسبت به سایرین انتخاب کنند.

برای انجام این کار، گزارشی را اجرا کنید که همه معاملات احتمالی را که در آن یک رقیب شناسایی شده وجود دارد، نشان می دهد. اگر این داده‌ها چیزی نیست که شما در حال حاضر ثبت می‌کنید، با بازاریابی و فروش صحبت کنید تا سیستمی را پیاده‌سازی کنید که در آن مشتریان احتمالی در مورد سایر شرکت‌هایی که در نظر دارند مورد سوال قرار می‌گیرند.

اساساً، آنها باید از سرنخ های خود بپرسند (از طریق یک فیلد فرم یا در طی یک مکالمه فروش انفرادی) تا مشخص کنند که ارائه دهندگان خدمات فعلی آنها چه کسانی هستند، چه کسانی در گذشته از آنها استفاده کرده اند، و چه کسانی دیگر هستند. در طول فرآیند خرید در نظر گرفته شود.

هنگامی که یک رقیب شناسایی می شود، از تیم فروش خود بخواهید با این سوال که چرا آنها به سمت محصول شما سوئیچ می کنند، به عمق بیشتری بپردازند. اگر قبلاً معامله را باخته‌اید، حتماً با مشتری احتمالی پیگیری کنید تا مشخص کنید چرا به رقیب خود باختید. چه خدمات یا ویژگی هایی مشتریان بالقوه را جذب کردند؟ در مورد قیمت بود؟ برداشت مشتری از فرآیند فروش شما چیست؟ اگر آنها قبلاً تغییر را انجام داده اند، دریابید که چرا این تصمیم را گرفته اند. با پرسیدن سؤالات باز، بازخورد صادقانه ای در مورد آنچه که مشتریان در مورد برند شما جذاب می دانند و چه چیزی ممکن است مشتریان را دور کند، خواهید داشت. هنگامی که به این سوالات پاسخ دادید، می توانید تلاش های بازاریابی رقیب خود را بررسی کنید.

4. به قیمت رقبای خود و همچنین امتیازاتی که ارائه می دهند نگاهی بیندازید.

چند عامل اصلی وجود دارد که در قیمت گذاری صحیح محصول شما نقش دارد – و یکی از عوامل اصلی درک میزان هزینه رقبای شما برای یک محصول یا خدمات مشابه است. اگر احساس می‌کنید محصول شما ویژگی‌های برتری نسبت به رقبا دارد، ممکن است در نظر داشته باشید که محصول یا خدمات خود را گران‌تر از استانداردهای صنعتی کنید. با این حال، اگر این کار را انجام دهید، باید مطمئن شوید که نمایندگان فروش شما آماده هستند تا توضیح دهند که چرا محصول شما ارزش هزینه اضافی را دارد.

از طرف دیگر، شاید احساس می کنید که در صنعت شما شکافی برای محصولات مقرون به صرفه وجود دارد. اگر اینطور است، ممکن است هدفتان این باشد که هزینه کمتری نسبت به رقبا دریافت کنید و از مشتریان بالقوه ای که به دنبال شکستن بانک برای یک محصول با کیفیت بالا نیستند، متوسل شوید. البته، عوامل دیگری در قیمت گذاری صحیح یک محصول نقش دارند، اما مهم است که در بالای قیمت گذاری صنعت بمانید تا مطمئن شوید که محصول خود را به گونه ای قیمت گذاری می کنید که برای مشتریان بالقوه منطقی باشد.

علاوه بر این، نگاهی به امتیازاتی که رقبای خود ارائه می دهند و اینکه چگونه می توانید با آن امتیازات برای رقابت مطابقت داشته باشید، بیندازید. به عنوان مثال، شاید رقبای شما یک تخفیف ارجاع عمده یا یک نسخه آزمایشی رایگان یک ماهه ارائه دهند. این هدیه‌ها می‌تواند دلیل از دست دادن مشتریان شما باشد، بنابراین اگر برای برند شما منطقی به نظر می‌رسد، در نظر بگیرید که در کجا می‌توانید با آن امتیازات مطابقت داشته باشید – یا اگر رقبا پیشنهادی ارائه نکردند، امتیازات منحصر به فرد خود را ارائه دهید.

5. مطمئن شوید که هزینه های حمل و نقل رقابتی را برآورده می کنید.

آیا می دانستید حمل و نقل گران قیمت اولین دلیل رها شدن سبد خرید است؟

امروزه، حمل و نقل رایگان یک مزیت بزرگ است که می تواند مشتریان را به انتخاب یک برند بر دیگری جذب کند. اگر در صنعتی کار می کنید که حمل و نقل یک فاکتور اصلی است – مانند تجارت الکترونیک – باید نگاهی به هزینه های حمل و نقل رقبا بیندازید و مطمئن شوید که آن قیمت ها را برآورده می کنید (اگر بیشتر از آن نباشید).

اگر اکثر رقبای شما حمل و نقل رایگان ارائه می دهند، باید به دنبال گزینه ای برای شرکت خود باشید. اگر حمل و نقل رایگان یک گزینه عملی برای کسب و کار شما نیست، در نظر بگیرید که چگونه می توانید از راه های دیگر متمایز شوید – از جمله برنامه های وفاداری، تخفیف های تعطیلات، یا هدایا در رسانه های اجتماعی.

6. تجزیه و تحلیل کنید که رقبای شما چگونه محصولات خود را بازاریابی می کنند.

تجزیه و تحلیل وب سایت رقیب شما سریع ترین راه برای ارزیابی تلاش های بازاریابی آنها است. به هر یک از موارد زیر توجه داشته باشید و URL خاص را برای مراجعات بعدی کپی کنید:

  • آیا آنها وبلاگ دارند؟
  • آیا آنها کاغذهای سفید یا کتاب الکترونیکی ایجاد می کنند؟
  • آیا آنها ویدیو یا وبینار ارسال می کنند؟
  • آیا پادکست دارند؟
  • آیا از محتوای بصری ثابت مانند اینفوگرافیک و کارتون استفاده می کنند؟
  • در مورد عرشه های اسلاید چطور؟
  • آیا آنها بخش سؤالات متداول دارند؟
  • آیا مقالات برجسته وجود دارد؟
  • آیا بیانیه های مطبوعاتی را می بینید؟
  • آیا کیت مدیا دارند؟
  • در مورد مطالعات موردی چطور؟
  • آیا آنها راهنمای خرید و برگه اطلاعات را منتشر می کنند؟
  • چه کمپین های تبلیغاتی آنلاین و آفلاینی اجرا می کنند؟

7. به استراتژی محتوای رقابت خود توجه داشته باشید.

سپس به تعداد این اقلام نگاهی بیندازید. آیا آنها چند صد پست وبلاگ یا تعداد انگشت شماری دارند؟ آیا پنج مقاله سفید و فقط یک کتاب الکترونیکی وجود دارد؟

در مرحله بعد، فراوانی این دارایی های محتوا را تعیین کنید. آیا آنها هر هفته یا یک بار در ماه چیز جدیدی منتشر می کنند؟ هر چند وقت یکبار یک کتاب الکترونیکی یا مطالعه موردی جدید منتشر می شود؟

به احتمال زیاد اگر با آرشیو قدرتمندی از محتوا مواجه شدید، رقیب شما مرتباً آن را منتشر کرده است. بسته به موضوعاتی که در مورد آنها بحث می‌کنند، این محتوا ممکن است به شما کمک کند استراتژی‌های تولید سرنخ آن‌ها را تقویت کنید. سپس، شما باید به ارزیابی کیفیت محتوای آنها بروید. به هر حال، اگر کیفیت کم باشد، مهم نیست که چند بار پست می‌کنند زیرا مخاطبان هدف آن‌ها ارزش زیادی در آن پیدا نمی‌کنند. به جای پرداختن به تک تک تکه‌ها، تعداد انگشت شماری از نمونه‌ها را برای بررسی انتخاب کنید تا فرآیند قابل کنترل‌تر شود.

نمونه‌گر شما باید شامل محتوایی باشد که موضوعات مختلفی را پوشش می‌دهد، بنابراین تصویری نسبتاً کامل از آنچه رقیب شما با مخاطبان هدف خود به اشتراک می‌گذارد، داشته باشید. هنگام تجزیه و تحلیل محتوای رقیب خود، سؤالات زیر را در نظر بگیرید:

  • محتوای آنها چقدر دقیق است؟
  • آیا اشتباهات املایی یا دستوری وجود دارد؟
  • محتوای آنها چقدر عمیق است؟ (آیا در سطح مقدماتی است که فقط سطح را خراش می دهد یا شامل موضوعات پیشرفته تری با ایده های سطح بالا می شود؟)
  • از چه لحنی استفاده می کنند؟
  • آیا محتوا برای خوانایی ساختار یافته است؟ (آیا آنها از نقاط گلوله، عناوین پررنگ و لیست های شماره دار استفاده می کنند؟)
  • آیا محتوای آنها رایگان و در دسترس هر کسی است یا آیا خوانندگان آنها باید شرکت کنند؟
  • چه کسی محتوای آنها را می نویسد؟ (تیم داخلی؟ یک نفر؟ مشارکت کنندگان متعدد؟)
  • آیا خط یا بیوگرافی قابل مشاهده ای به مقالات آنها پیوست شده است؟

همانطور که به اسکن محتوا ادامه می دهید، به عکس ها و تصاویری که رقبای شما استفاده می کنند توجه کنید. آیا به سرعت عکس‌های استوک عمومی را مرور می‌کنید یا تحت تأثیر تصاویر و تصاویر سفارشی قرار می‌گیرید؟ اگر از عکس‌های استوک استفاده می‌کنند، آیا حداقل همپوشانی‌هایی از نقل قول‌های متنی یا فراخوان‌هایی برای اقدام دارند که مختص کسب‌وکارشان است؟ اگر عکس‌های آن‌ها سفارشی هستند، آیا آنها از متخصصان گرافیک بیرونی تهیه شده‌اند یا به نظر می‌رسد که در داخل انجام می‌شوند؟

هنگامی که درک کاملی از استراتژی بازاریابی محتوای رقیب خود دارید، زمان آن رسیده است که بفهمید آیا واقعاً برای آنها کار می کند یا خیر.

8. بیاموزید که رقبای شما از چه فناوری استفاده می کنند.

درک انواع فناوری هایی که رقبای شما استفاده می کنند می تواند برای کمک به شرکت شما در کاهش اصطکاک و افزایش شتاب در سازمان شما حیاتی باشد. به عنوان مثال، شاید شما نظرات مثبتی در مورد خدمات مشتری رقیب دیده باشید – همانطور که در حال انجام تحقیقات هستید، متوجه می شوید که مشتری از نرم افزار خدمات مشتری قدرتمندی استفاده می کند که از آن استفاده نکرده اید. این اطلاعات باید شما را با فرصتی برای پیشی گرفتن از فرآیندهای رقبای خود مسلح کند.

برای اینکه بفهمید رقبای شما از چه نرم افزاری استفاده می کنند، URL شرکت را در Built With تایپ کنید، ابزاری موثر برای معرفی فناوری هایی که سایت رقبای شما روی آن کار می کند، همراه با پلاگین های شخص ثالث از سیستم های تحلیلی گرفته تا CRM.

از طرف دیگر، می‌توانید فهرست‌های شغلی رقبا را بررسی کنید، به‌ویژه برای نقش‌های مهندس یا توسعه‌دهنده وب. فهرست مشاغل احتمالاً به ابزارهایی اشاره می کند که یک نامزد باید با آن آشنا باشد – راهی خلاقانه برای به دست آوردن اطلاعات در مورد فناوری مورد استفاده رقبا.

9. سطح تعامل در محتوای رقیب خود را تجزیه و تحلیل کنید.

برای سنجش میزان جذابیت محتوای رقیب شما برای خوانندگان، باید ببینید که مخاطبان هدف آنها چگونه به مطالبی که پست می کنند واکنش نشان می دهند. میانگین تعداد نظرات، اشتراک‌گذاری‌ها و لایک‌ها در محتوای رقیب خود را بررسی کنید و ببینید که آیا:

  • برخی موضوعات بهتر از موضوعات دیگر طنین انداز می شوند
  • نظرات منفی، مثبت یا ترکیبی هستند
  • مردم بیشتر از دیگران درباره موضوعات خاص توییت می کنند
  • خوانندگان به به‌روزرسانی‌های فیس‌بوک درباره محتوای خاص پاسخ بهتری می‌دهند

فراموش نکنید که توجه داشته باشید که آیا رقیب شما محتوای خود را با استفاده از برچسب‌ها دسته‌بندی می‌کند یا خیر و آیا آنها دکمه‌های فالو و اشتراک‌گذاری رسانه‌های اجتماعی را به هر قسمت از محتوا متصل می‌کنند یا خیر.


10. مشاهده کنید که آنها چگونه محتوای بازاریابی خود را تبلیغ می کنند.

از تعامل، شما مستقیماً به سمت استراتژی ارتقای محتوای رقیب خود حرکت خواهید کرد.

  • چگالی کلمه کلیدی در خود کپی
  • تگ های متنی ALT تصویر
  • استفاده از لینک سازی داخلی


سوالات زیر نیز می تواند به شما در اولویت بندی و تمرکز بر مواردی که باید به آن توجه کنید کمک کند:

  • رقبای شما روی کدام کلمات کلیدی تمرکز می کنند که هنوز از آنها استفاده نکرده اید؟
  • چه محتوایی از آنها به شدت به اشتراک گذاشته شده و به آن پیوند داده شده است؟ محتوای شما چگونه با هم مقایسه می شود؟
  • مخاطبان هدف شما از کدام پلتفرم های رسانه اجتماعی استفاده می کنند؟
  • چه سایت های دیگری به سایت رقیب شما لینک می دهند، اما سایت شما نه؟
  • چه کسی آنچه را که رقبای شما منتشر می کنند به اشتراک می گذارد؟
  • چه کسی ترافیک را به سایت رقیب شما ارجاع می دهد؟
  • برای کلمات کلیدی که می خواهید روی آنها تمرکز کنید، سطح دشواری چیست؟

چندین ابزار رایگان (و پولی) وجود دارد که به شما ارزیابی جامعی از بهینه سازی موتور جستجوی رقیبتان می دهد.

11. به حضور، استراتژی ها و پلتفرم های آنها در رسانه های اجتماعی نگاه کنید

آخرین زمینه ای که می خواهید در مورد بازاریابی ارزیابی کنید، حضور رقیب شما در رسانه های اجتماعی و نرخ مشارکت است.

چگونه رقابت شما باعث تعامل با برند آنها از طریق رسانه های اجتماعی می شود؟ آیا دکمه های اشتراک گذاری اجتماعی را با هر مقاله می بینید؟ آیا رقیب شما پیوندهایی به کانال های رسانه های اجتماعی خود در سربرگ، فوتر یا جای دیگری دارد؟ آیا اینها به وضوح قابل مشاهده هستند؟ آیا با این دکمه ها از call to-action استفاده می کنند؟

اگر رقبای شما از یک شبکه اجتماعی استفاده می کنند که ممکن است شما در آن نباشید، ارزش آن را دارد که در مورد اینکه چگونه آن پلتفرم می تواند به کسب و کار شما کمک کند نیز بیشتر بدانید. برای تعیین اینکه آیا یک پلتفرم رسانه اجتماعی جدید ارزش وقت شما را دارد یا خیر، نرخ مشارکت رقیب خود را در آن سایت ها بررسی کنید. ابتدا به سایت های زیر مراجعه کنید تا ببینید آیا رقیب شما در این پلتفرم ها حساب کاربری دارد یا خیر:

  • فیس بوک
  • توییتر
  • اینستاگرام
  • اسنپ ​​چت
  • لینکدین
  • یوتیوب
  • پینترست

سپس، به موارد کمی زیر از هر پلت فرم توجه کنید:

  • تعداد فالوورها
  • فراوانی و ثبات ارسال
  • تعامل با محتوا (آیا کاربران نظر می گذارند یا پست های خود را به اشتراک می گذارند؟)
  • ویروسی بودن محتوا (پست‌های آن‌ها چند اشتراک، ریپین و ریتوییت می‌کنند؟

با همان نگاه انتقادی که برای سنجش استراتژی بازاریابی محتوای رقبای خود استفاده کردید، یک شانه دندانه ظریف برای تجزیه و تحلیل استراتژی رسانه های اجتماعی آن ها در نظر بگیرید. چه نوع محتوایی را پست می کنند؟ آیا آنها بیشتر بر هدایت افراد به صفحات فرود متمرکز شده اند که منجر به سرنخ های جدید می شود؟ یا محتوای بصری را برای ارتقای تعامل و آگاهی از برند ارسال می کنند؟ چه مقدار از این محتوا اورجینال است؟ آیا آنها محتوای انتخاب شده را از منابع دیگر به اشتراک می گذارند؟ آیا این منابع به طور منظم مشارکت دارند؟ لحن کلی محتوا چگونه است؟ رقابت شما چگونه با فالوورهایش تعامل دارد؟ فالوورهای آنها چقدر با محتوای آنها تعامل دارند؟

پس از جمع آوری این داده ها، یک نمره کلی برای کیفیت محتوای رقیب خود ایجاد کنید. این به شما کمک می کند بقیه رقبای خود را با استفاده از مقیاس درجه بندی مشابه مقایسه کنید.

12. انجام یک تحلیل SWOT برای یادگیری نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای آنها

همانطور که هر جزء را در تجزیه و تحلیل رقبای خود (کسب و کار، فروش و بازاریابی) ارزیابی می کنید، عادت به انجام یک تحلیل SWOT ساده در همان زمان را پیدا کنید. این بدان معناست که هر زمان که نمره کلی را ارزیابی می کنید، به نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای رقیب خود توجه خواهید کرد.

برخی از سوالات برای شروع عبارتند از:

  • رقیب شما چه کاری را به خوبی انجام می دهد؟ (محصولات، بازاریابی محتوا، اجتماعی)
  • رقیب شما کجا نسبت به برند شما مزیت دارد؟
  • ضعیف ترین زمینه برای رقیب شما چیست؟
  • برند شما در کجا نسبت به رقیب شما مزیت دارد؟
  • با چه چیزی بهتر می توانستند انجام دهند؟
  • در چه زمینه هایی این رقیب را یک تهدید می دانید؟
  • آیا فرصت هایی در بازار وجود دارد که رقیب شما شناسایی کرده باشد؟

شما می توانید نقاط ضعف آنها را با نقاط قوت خود مقایسه کنید و بالعکس. با انجام این کار، می توانید جایگاه بهتری برای شرکت خود داشته باشید و شروع به کشف زمینه هایی برای بهبود در برند خود خواهید کرد.

بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *