بازاریابی (Marketing), مقالات آموزشی

0 تا 100 استراتژی های بازاریابی

استراتژی های بازاریابی
استراتژی های بازاریابی

مقدمه

استراتژی بازاریابی یک موضوع بسیار مهم است و بر همه کسب و کار ها تأثیر می گذارد. بنابراین ، جای تعجب نیست که هر شرکتی استراتژی های مختلف بازاریابی را برای افزایش حجم فروش خود انجام دهد. با افزایش حجم فروش ، شرکت نیز سود مورد نظر را بدست می آورد. هرچه استراتژی بازاریابی توسط شرکت بهتر استفاده شود ، فرصت بیشتری برای شرکت برای افزایش سهم خود در بازار ایجاد می شود.

توسعه دنیای تجارت در این زمان علائم افزایش رقابت را در جهت تسلط بر بازار گسترده نشان می دهد. شرکت های بزرگ و شرکت های کوچک با یکدیگر رقابت می کنند و برای بدست آوردن مکان بازاریابی به روش ها و تلاش های گوناگون رقابت می کنند تا شرکت ها بتوانند هرچه بیشتر محصولات را به مصرف کنندگان نیازمند بفروشند. بنابراین ، شرکت باید با یک روش استراتژی بازاریابی مسلط به بازار وسیعی دست یابد.

آشنایی با استراتژی های بازاریابی

استراتژی، چگونگی سازماندهی یک شرکت و کلیه فعالیت های آن با این هدف است که کسب و کار با موفقیت، رقابت و نتایج را برای سهامداران به ارمغان می آورد. در همین حال ، استراتژی بازاریابی مجموعه ای از اهداف ، سیاست ها و قوانین است که هر از گاهی در هر سطح ، مرجع و تخصص ، به تلاش های بازاریابی شرکت جهت می دهد. به ویژه در پاسخ به شرکت در مواجهه با تغییر محیط و شرایط رقابتی. بنابراین استراتژی، یک وحدت گسترده و یکپارچه از برنامه است که نقاط قوت داخلی سازمان را با فرصت ها و تهدیدهای محیط خارجی آن پیوند می دهد. بنابراین ، این استراتژی همیشه به ارزیابی و انتخاب جایگزین های موجود برای مدیریت در دستیابی به اهداف تعیین شده مربوط می شود. دو متغیر بزرگ در استراتژی بازاریابی وجود دارد: یک متغیر قابل کنترل و یک متغیر غیرقابل کنترل. متغیر را می توان به طور خلاصه به شرح زیر توضیح داد:

 

1. متغیرهای غیر قابل کنترل

1.1. وضعیت رقابت

وضعیت رقابت برای یک کارآفرین دشوار است زیرا باید حدس بزند چه زمانی یک رقیب جدید ظاهر می شود. بنابراین ، کارآفرینان باید همیشه محصولات و خدمات یا خدمات تجاری خود را بهبود بخشند.

2.1. پیشرفتهای تکنولوژیکی

پیش بینی ظهور فناوری های جدیدی که بتوانند روند تولید را هم از نظر کارایی و هم از نظر مدل بهبود بخشند. برای غلبه بر این مورد ، کارآفرینان باید سعی کنند از فناوری های جدید سریعتر از رقبای خود استفاده کنند.

3.1. سیاست و اقتصاد

تغییرات در مقررات دولتی در زمینه اقتصادی یا تغییرات در سیاست می تواند بر روند فعالیت های تجاری تأثیر بگذارد زیرا می تواند بر تصمیمات خرید تأثیر بگذارد و پیش بینی این امر دشوار است.

 

2. متغیرهای قابل کنترل

1.2. تقسیم بندی بازار

در علم بازاریابی ، کارآفرین باید جهت و استراتژی بازاریابی خود را تعیین کند. این که آیا اهداف بازاریابی برای همه سطوح بازار مورد نظر است یا فقط بخش خاصی از بازار را می خواهد هدف قرار دهد.

2.2. ترکیب بازاریابی

ترکیب بازاریابی عبارت است از آمیختن فعالیت های بازاریابی برای یافتن حداکثر ترکیب ، به طوری که رضایت بخش ترین نتایج را به همراه داشته باشد.

3.2. بودجه بازاریابی

یعنی استراتژی تعیین میزان بودجه برای فعالیت های بازاریابی که بر موفقیت بازاریابی تأثیر زیادی می گذارد. زیرا به طور کلی ، اگر بودجه برای فعالیت های بازاریابی افزایش یابد ، تعداد فروش افزایش می یابد.

4.2. زمان سنجی

کارآفرینان باید برنامه زمانبندی شده دقیقی برای ارائه محصولات و خدمات خود به بازار مورد نظرشان را تعیین نمایند.

 

از تعاریف مختلف استراتژی های بازاریابی در بالا ، به طور کلی می توان تعریف کرد که استراتژی بازاریابی طرحی از مجموعه ای از مانورها است که همه عناصر نامرئی را پوشش می دهد تا موفقیت در دستیابی به اهداف را تضمین کند. بنابراین ، استراتژی بازاریابی دارای ویژگی های زیر است:

  • اقدامات هدفمند که فعالیت هایی هستند که نشان می دهند سازمان چه می خواهد و چگونه آن را اجرا می کند.
  • تمام نقاط قوت داخلی (منابع و قابلیت ها) را در نظر بگیرید و به فرصت ها و چالش ها توجه کنید.

مراحل استراتژی بازاریابی

درک نیازها و خواسته های خریداران در دستورالعمل های طراحی استراتژی های بازاریابی متفاوت است. خریداران معمولاً ترجیحات و اولویت های مختلف محصولات یا خدمات مختلف را نشان می دهند. با توجه به شرایط بسیار گسترده بازار و گرایش خرید متنوع در هر بازار ، یک شرکت باید بتواند جذاب ترین بخش های بازار را شناسایی کرده و شرکت بتواند به طور موثر آنها را برآورده کند. بنابراین ، قبل از مدیریت یک کسب و کار یا تجارت برای بازاریابی محصولات یا خدمات خود ، ابتدا باید بتوانند گام هایی را که باید برای راه اندازی استراتژی بازاریابی خود برداشته شود ، بفهمند و بدانند که برنامه ریزی شده و انجام شده به طور هدفمند است ، به طوری که هدف از بازاریابی می تواند محقق شود. قلب استراتژی بازاریابی مدرن، تقسیم بندی ، هدف گذاری و موقعیت یابی (STP) است:

1. بخش بندی بازار : (Segmentation)

بعید است یک شرکت بتواند در بازار بسیار وسیع به همه مشتریان بالقوه خدمات رسانی کند ، زیرا چشم اندازها بسیار زیاد است و خواسته های خرید آن ها متفاوت است. بنابراین ، شرکت ها باید بخش هایی از بازار را که می توانند به طور موثر خدمت رسانی کنند ، شناسایی کنند. بازار از بخش های مختلفی مانند عادت های رفتاری، اشتیاق،  توانایی مالی، موقعیت، نگرش خرید و شیوه های خرید تشکیل شده است. این تقسیم بندی بازار شامل:

1.1. متغیرهای جغرافیایی :

این متغیرها به عنوان مثال در یک منطقه خاص گروه بندی می شوند.

2.1. متغیرهای جمعیت شناختی :

متغیرهایی هستند که از نظر سن ، جنس و نظر گروه بندی می شوند.

3.1. متغیرهای روان شناختی :

که راهی برای گروه بندی مصرف کنندگان در یک شخصیت ، طبقه اجتماعی و شیوه زندگی هستند.

4.1. متغیرهای رفتاری :

که روشی برای گروه بندی مصرف کنندگان در یک رفتار است. فرصت ها ، مزایای مورد نظر ، وضعیت کاربر ، سطح استفاده ، وضعیت وفاداری ، مرحله آمادگی خریدار و نگرش. برای اینکه بخش بندی بازار به خوبی و مفید اجرا شود ، ارزش ذکر ویژگی های زیر را دارد:

الف) قابل اندازه گیری ، این بدان معناست که اندازه بازار و قدرت خرید در این بخش را می توان اندازه گیری کرد، حتی اگر متغیرهایی وجود داشته باشد که اندازه گیری آنها دشوار است.

ب) می توان به آن رسید ، به این معنا که تا چه حد می توان این بخش را به طورموثر بدست آورد و به آن خدمت کرد ، اگرچه دسترسی به برخی از آنها دشوار است.

ج) اندازه بخش مورد انتظار ، به این معنی که برای سوددهی باید به چه قسمت هایی برسید.

د) قابل اجرا است ، به این معنا که تا چه حد می توان یک برنامه موثر برای مدیریت این بخش اجرا کرد.

 

2. بازار هدف (Targeting)

پس از مشخص شدن بخش های بازار ، شرکت باید ارزیابی کند و تصمیم بگیرد که کدام بخش های بازار را پوشش دهد.برای ارزیابی بخش هایی که قبلاً شناخته شده اند ، سه عامل قابل مطالعه است ، یعنی:

1.2. اندازه و رشد بخش

شرکت باید اطلاعات مربوط به آخرین فروش ، نرخ رشد پیش بینی شده فروش و حاشیه سود مورد انتظار برای بخش های مختلف را جمع آوری و تجزیه و تحلیل کند ، سپس انتخاب کند که کدام بخش مناسب تر است.

2.2. جذابیت ساختاری بخش ها

یک بخش ممکن است دارای اندازه و رشد مطابق با آنچه انتظار می رود باشد ، اما از نظر سودآوری لزوماً جذاب نیست ، بنابراین شرکت هنوز باید عوامل ساختاری اصلی را که بر جذابیت بخش تأثیر می گذارد در دراز مدت مطالعه کند.

3.2. اهداف و منابع

شرکت باید اهداف و منابع خود را در رابطه با بخش بازار در نظر بگیرد. اگرچه بخش های خوبی وجود دارد ، اما اگر در آینده نباشیم می توان آن را رد کرد.  علاوه بر این ، اگرچه این بخش در بلندمدت خوب و آینده نگر است ، اما باید به عنوان توانایی شرکت در نظر گرفته شود. در ارائه منابع خود ، به عنوان مثال ، مهارت های پرسنل مجری خود برای ورود به بازار حتی بهتر از رقبای خود.

3. موقعیت یابی بازار (Positioning)

موفق ترین شرکت های خدماتی آن هایی هستند که قادرند خود را از کل جامعه جدا کرده و به موقعیت های خاصی دست پیدا کنند که با موقعیت رقبای خود متفاوت است. آن ها با تغییر ویژگی های کلی (داشتن ویژگی های خاص متفاوت یا منحصر به فرد از دیگر) صنعت ، خود را متمایز می کنند ، به طوری که تفاوت ، مزیت رقابتی می شود. در موقعیت یابی بازار، هدف اصلی این است که یک تصویر دلخواه خاص را در ذهن مصرف کننده به جای بگذارند.بنابراین ، پس از اینکه شرکت تصمیم گرفت در کدام بخش بازار وارد شود ، همچنین باید تصمیم گرفته شود که در آن بخش چه موقعیتی را اشغال کند. برای تعیین موقعیت بازار ، سه مرحله به شرح زیر است:

1.3. شناسایی مزیت رقابتی

اگر شرکت بتواند موقعیت خود را به عنوان ارائه ارزش اضافی به هدف انتخاب شده تعیین کند ، مزیت رقابتی به دست می آورد ، به عنوان مثال با ارائه خدمات با کیفیت ، سپس باید خدمات با کیفیتی نیز ارائه دهد. بنابراین ، یک شرکت می تواند پیشنهادات خود را به گونه ای متمایز کند که با پیشنهادات رقبا متفاوت باشد. به عنوان مثال از نظر محصول ، خدمات ، پرسنل و تصویر.

2.3. انتخاب مزیت رقابتی

هنگامی که شرکت مزیت رقابتی بالقوه ای پیدا کرد ، باید یک مزیت رقابتی را به عنوان مبنایی برای سیاست گذاری موقعیت خود انتخاب کند و همچنین باید مشخص شود که چقدر تفاوت برای فعالیت های تبلیغاتی آن استفاده می شود.

3.3. تحقق و ارتباط موقعیت ها

علاوه بر این ، پس از انتخاب موقعیت ، شرکت باید اقدامات لازم را انجام داده و موقعیت مورد نظر را به مصرف کننده هدف برساند. اگر شرکت تصمیم بگیرد موقعیتی را بر اساس کیفیت و خدمات بهتر ایجاد کند ، باید به آن موقعیت پی ببرد.

خلاصه مقاله

استراتژی های بازاریابی باید به طور موثر انجام شود تا فروش افزایش یابد. فعالیت های بازاریابی به طور کلی بر روی محصولات ، قیمت گذاری ، خط مشی سیاست و روش های تبلیغاتی متمرکز است که در این مورد شناخته شده است. فعالیت های ترکیب بازاریابی نقش مهمی در بقای یک شرکت ایفا می کند. استراتژی بازاریابی مجموعه ای از اهداف ، سیاست ها و قوانین است که گهگاه به تلاش های بازاریابی شرکت جهت می دهد ، در هر سطح ، مرجع و تخصص ، به ویژه در پاسخ به شرکت در مواجهه با تغییر محیط و شرایط رقابتی، سه مرحله استراتژی بازاریابی وجود دارد: بخش بندی بازار ، بازار هدف ، موقعیت یابی بازار.

اگر اطلاعات بیشتری در زمینه استراتژی های بازاریابی و به طور کلی راه اندازی اصولی کسب و کار میخواهید یاد بگیرید، حتما در مدرسه کسب و کار پویا شمس ثبت نام کنید.

بازگشت به لیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *